مدتها است، شاید ۱ سال که تصمیم گرفتهام راست بگویم ، تا آنجا که میشود. یا نگیم و یا راست بگویم.
امروز استادم ازام پرسید چرا نیومده بودی پری روز، گفتم، صادقانه بگم خوابم میومد، نتونستم بیام. گفت اشکال نداره و خیلی لبخند کشداری زد. در طول این ۱ سال حس خوبی دارم از این که رودر بایستی ندارم با خودم. در ضمن فکر میکنم دروغ ، تا یک حدی البته(بسته به محیط و آدم ها) نوعی بی احترامی به آدمها است. یعنی اینکه تو درک و ظرفیت این را نداری که من به تو راست بگویم.