جدیدن ها دارم رپ اون هم از نوع امینمی گوش میدم. دلیل اول ام اینه که به نظرم باید یه مجموعه بزرگ موسیقی ازکلاسیک و راک و پاپ و جاز و رپ گوش بدم و تا حالاکلاسیک و راک و پاپ زیاد شنیده ام و حالا نوبت رپ ه و بعدش اگه اطلاعات موسیقی ام رو زیاد کنم میخوام جاز گوش بدم( ولی فکر نکنم خوشم بیاد). دوم اینکه امینم رو دوست دارم , آدم ای که از کف جامعه میاد. به نظر من گوش دادن آهنگ هاش بهم میگه اونا چی میخوان و وضعشون چیه. در ضمن فکر میکنم آهنگ هاش هم شرتکی نیست و با بقیه رپ ها فرق داره.
یه چن وقته دارم تاریخ ایران رو از زمان ماد ها میخونم و میام جلو: به یه نکته هایی بر خوردم که با چیز هایی که میدونستم تلاقی و کرد و چیز جالبی ازش درومد. از اونجا که اگه من کمترین قدرتی داشته باشم با دین در میوفتم خیلی موضوعات دیمنی برام قابل تامل اند. یه نمونه همین یوسف . در اواخر اشکانیان و ساسانیان تعالیم بودا در ایران مخصوصا شرق رواج داشته و بودا را در ایران به اسم یوذاسف می شناختن. از اون ور وقتی تاریخ هنر میخوندم: واسم عجیب بود که در زمان ای که یوسف مربوط میشد هیچ اثری از یوسف نبود و هیچ مجسمه , کتیبه یا نقشی در آثار اون دوران به یوسف اشاره نمی کنه در حالی که در تعابیر اسلامی یوسف امین مصر و به نوعی بعد از پادشاه بوده است. حتی مجسمه ی خراب شده ی اون پادشاه و زن گردن درازش هست ولی هیچی ازین یوسف نیست که در اونجا به یوزارسیف معروف بوده. در ایران هم که بودا به یوذاسف معروف بوده (سیذارتا یه اسم دیگه اش ه) و بعید نیست این داستان من در آوری باشه , بعد به اعراب که در بابل و بصره و اربیل و فلسطین و … بوده اند سرایت کرده و بعده ها یه داستان من در آوردی سر هم کردند و اسطوره سازی کردند.
یه چیز دیگه که خیلی برام مهمه وجود جن و ماورا و غیبت در اسلام ه. تو این وسط , بگذریم از نوع امامت و …, وجود امام زمان برام جالبه. همه ما می دونیم که معمولا ادیان یه منجی و نجات بخشی را برای خودشون پیش بینی کرده اند. (جدا از بحث روانشناسی این موضوع) میخوام بگم که قبل از وود اسلام به ایران , زرتشتیان اکثریت بوده اند و زرتشتی دین رسمی ما در زمان ساسانیان بوده. این دین معتقد به ظهور منجی ای (البته 3 تا که آخری از همه برتر است) به نام سوشیانت است . از طرفی بعد از ورود اعراب به ایران و ساکن شدن عده ی زیادی عرب در شرق ایران و جنوب , قیام ابومسلم خراسانی به وجود میاید که مورد تایید اکثر ساکنان شرق ایران بوده و آدم بزرگی حساب میشده . بعد از مرگ نا جوانمردانه ی این فرد توسط حکومت عباسی, عده زیادی خونخواهی میکنن-نهضت سندبادگر از مزدکیان روزگار در شرق, سپید جامگان, استاسیس و… و حتی لشکری 100000 نفری از عوام به وجود میاید ولی در جنگ شکست میخورد. استاسیس یک پیشوای زرتشتی بوده که خود به عنوان یک سوشیانت در بین مردم نگریسته میشده. گذشته از این قیام ها: از ابو مسلم فقط یه فرزند باقی مانده بود به نام فاطمه, که خرمدینان و کسانی که در خونخواهی های ابومسلم شرکت داشته اند برای او دعا میکردند و اورا تقدیس می کردند. گاهی نیز با ایهام و کنایه به پسر او که بی نام و نشان بوده درود (در عربی درود =صلوات) می فرستادند و او را کودک دانا می خواندند و برای رهبری خویش به باز آمدنش امید بسته بودند تا ظلم عباسیان را برچیند. (احتمالا این داستان به صورت اسطوره در بین فرقه ها و گروه های دیگر استفاده میشده تا مایه ی امید آنها شود). افراد در آن زمان این کودک پسر را فیروز و هدایت شده , (دسترس یافته , حاجت یافته ,بهره یافته, برتری یافته ) , مهدی , میخواندند. و با تبلیغ این افکار سعی می کردند با عباسیان بجنگند. زمان انتشار این افکار هم حدود 150 هجری شمسی است که یعنی 100 سال قبل از این ماجرا در اسلام.
امام زمان در 5 سالگی به امامت رسید, صاحب علم و مقام است و منجی عالم است و دیگران منتظر ظهورش اند تا بیاید و ظلم را برچیند. ( در این بین اتاسیس و سوشیانت بودنش ممکن است مترادف یا ظهور امام بعد از غیبت صغری باشد)